مادران افراد ناپدید شده طی سال های زمامداری دیکتاتوری نظامی در آرژانتین به مناسبت سی سالگی حرکتی که خواهان عدالت برای فرزندانشان بود، دست به راهپیمایی زده اند.

  به روز شده: 18:47 گرينويچ - دوشنبه 30 آوريل 2007 - 10 اردیبهشت
این گروه که 'مادران پلازا دی مایو'( به اسپانیایی، Asociación Madres de Plaza de Mayo ) نام دارد، به مدت سه دهه در یک میدان مرکزی بوئنوس آیرس دست به اعتراض زده اند.
این مادران که همواره روسری سفید به سر دارند، در زمان اعتراض، مشعل و تصاویری از فرزندان گم شده خود را حمل می کنند. آنها خواهان یافتن حقیقت در مورد دختران و پسران خود هستند.
آنها هنوز هم هر هفته جمع می شوند و خواهان آن هستند که توضیح کاملی درباره افراد کشته و ناپدید شده طی آن سال ها داده شود.
در زمان حکومت نظامیان در آرژانتین طی سال های ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ بین ۹ تا سی هزار نفر کشته و یا ناپدید شدند.
طی این سال ها که به 'جنگ کثیف' مشهور است، حکومت دست به بازداشت های گسترده غیر قانونی، شکنجه و اعدام مخالفان چپگرای خود پرداخت. اجساد بسیاری از این افراد هرگز پیدا نشد.
اولین اعتراض مادران آرژانتینی در سی آوریل ۱۹۷۷ و در حین دولت نظامی خورخه رافائل ویدلا برگزار شد. در آن زمان حدود بیست مادر آرژانتینی در برابر میدان پلازا دی مایو در مرکز بوئنوس آیرس جمع شدند و خواهان دیدار با رییس جمهور وقت شدند.
خورخه رافائل ویدلا از ملاقات با این افراد سر باز زد اما این مادران علی رغم خطرهای فراوان باز هم به این میدان برگشته و تجمع کردند. سه نفر از معترضان اولیه در همان زمان ناپدید شدند و باور عمومی بر این است که آنها کشته شده اند.
پس از پایان حکومت نظامیان در آرژانتین، اولین دولت غیر نظامی این کشور قوانینی را به تصویب رساند که به موجب آن افرادی که در کشتار و ناپدید شدن شهروندان این کشور دست داشتند از تعقیب قضایی در امان ماندند.
دولت نستور کرشنر، رییس جمهوری فعلی آرژانتین درصدد آن است تا مصونیت رهبران نظامی آن سال ها را لغو و آنها را به پای میز محاکمه بکشاند.
طی چند سال اخیر بسیاری از پرونده های مربوط به آن سال ها بازگشایی شده اند.


 *******

 

پرونده مرگ ویکتور خارا دوباره مطرح می‌شود

  16:18 گرينويچ - چهارشنبه 04 ژوئن 2008 - 15 خرداد 1387
یک قاضی شیلیایی پرونده مرگ ویکتور خارا، خواننده سرشناس و محبوب این کشور را مجددا گشوده است.
قاضی خوان ادواردو فوئنتس گفته است که چهل مدرک جدید درباره مرگ خارا را که توسط خانواده اش ارائه شده، مورد بررسی قرار خواهد داد.
ویکتور خارا در سال ۱۹۷۳ در روزهای اولیه حکومت نظامیان تحت رهبری ژنرال آگوستو پینوشه در استادیوم ملی سانتیاگو کشته شد.
ویکتور خارا برای بسیاری از مردم شیلی یک قهرمان به شمار می رود. او همچنین در بسیاری از نقاط جهان از جمله ایران، هوادار دارد.
جوان خارا، بیوه او گفته است که قتل همسرش به یک سمبل بین المللی در مبارزه با سوء استفاده از حقوق بشر تبدیل شده است. او افزود که بازگشایی پرونده مرگ ویکتور خارا "راه را برای ادامه تحقیقات و کشف حقیقت باز می کند."
شکنجه و مرگ
ویکتور خارا در میان هزاران نفری قرار داست که به دنبال به قدرت رسیدن ژنرال پینوشه طی یک کودتای نظامی در بازده سپتامبر ۱۹۷۳، توسط نظامیان بازداشت و به استادیوم سانتیاگو منتقل شدند.
شاهدان عینی گفته اند که در استادیوم، سربازان دستان او را شکستند و سوزاندند و سپس به او گفتند تا گیتار خود را بنوازد. خارا شروع به خواندن یک آهنگ سوسیالیستی کرد. ظرف مدت کوتاهی او را با شلیک تیر کشتند. این استادیوم هم اکنون به نام او نامگذاری شده است.
خواننده ۳۸ ساله یکی از بنیان گذاران جنبش جدید ترانه در شیلی بود و یکی از حامیان سالوادور آلنده، رئیس جمهور شیلی به شمار می رفت که با کودتای نظامی سرنگون شد.
قاضی فوئنتس ماه پیش طی حکمی اعلام کرد که سرهنگ ماریو مانریکوئز، یک افسر بازنشسته ارتش شیلی ویکتور خارا را در سال ۱۹۷۳ کشته است اما او پرونده را مختومه اعلام کرد.
خانواده ویکتور خارا که معتقدند که ارتش از افرادی که احتمالا در قتل خارا دست داشته اند، مراقبت می کند و نمی گذارد که پای آنها به دادگاه کشیده شود از این حکم جدید استقبال کرده است.
سرهنگ مانریکوئز در آن زمان افسر مسئول استادیوم بود. او هم اکنون تحت بازداشت خانگی قرار دارد.
در یک گزارش رسمی که پس از بازگشت دموکراسی به شیلی منتشر شد، اعلام شد که ۳۱۹۷ نفر در دوران دیکتاتوری نظامی کشته و یا ناپدید شده اند.


  *********

 

 مادران میدان دومایو در آرژانتین

  16:56 گرينويچ - پنج شنبه 07 ژانويه 2010 - 17 دی 1388
"زنی که فرزند به دنیا می آورد، زندگی خلق می کند و با بریدن بند ناف، آزادی نوزادش را پایه می گذارد. ما مادرانی هستیم که برای زندگی و آزادی مبارزه می کنیم ."
این سخنان یکی از مادران آرژانتینی از گروهی است که به نام مادران میدان مایو شهرت جهانی پیدا کرده اند. مادرانی که فرزندانشان بین سالهای 1976و 1983 ودر دوره حکومت رعب و وحشت نظامیان مفقود شده بودند.
یک سال بعد از کودتای نظامی آرژانتین، برای اولین بار تعدادی از مادرانی که در جستجوی فرزندان خود در باهم آشنا شده بودند تصمیم گرفتند که میدان اصلی شهر بوئنوس آیرس را برای گردهم آیی انتخاب کنند آن هم در شرایطی که حاکمان نظامی با سرکوب تمام فعالان سیاسی و بستن روزنامه های آزاد صدای هرگونه اعتراضی را خاموش کرده بودند. اما مادران آرژانتینی شجاعانه در میدان مایو گرد آمدند و صدای دادخواهی خود را به گوش مردم کشورشان رساندند. صدایی که در جهان انعکاس پیدا کرد.
دیکتاتورهای نظامی که اول سعی کرده بودند حرکت مادران را اقدامی از روی جنون زنانه جلوه دهند، بعد از توجه سازمان های حقوق بشر و شهرت روز افزون مادران در جهان نگران شدند و توسط گروه ترور خود سه تن از آنها و دو زن دیگر از هوادارانشان را ربوده و به قتل رساندند. اما این موضوع مادران را از میدان خارج نکرد و به مدت بیش از سی سال هم چنان هر هفته به دور میدان دو مایو می چرخیدند تا حافظه تاریخی کشورشان را زنده و وجدان مردمانشان را بیدار نگاهدارند.
پس از روی کارآمدن دولت غیرنظامی در سال 1983، مادران خواستار مجازات عاملان و آمران قتل، شکنجه و ناپدید شدن فرزندان خود شدند.
مادران پلازا دومایو با آنکه هرگز فرزندان خود را نیافتند و اطمینان پیدا کردند که آنها را نظامیان به قتل رسانده اند اما کماکان به مبارزه خود ادامه دادند و یکی از مهمترین جنبش های زنان در کشورشان را بنیان گذاشتند.
در بسیاری از تحلیل هایی که در باره نقش مادران پلازا دو مایو از سی سال پیش تاکنون نوشته شده است یک نقظه نظر مشترک وجود دارد و آن این است که قبل از شروع حرکت اعتراضی مادران در جامعه مرد سالار آرژانتین بیشترین تاکید بر نقش سنتی زنان در خانه و خانواده گذاشته می شد به ویژه در دوران دیکتاتوری نظامی و در واقع مادران میدان دومایو پیش قراولان جنبش زنان این کشور بودند.
در ایران، جنبش اعتراضی مادران عزادار که هر هفته در پارک لاله گرد هم می آیند برخلاف آرژانتین نه سرآغاز بلکه تداوم جنبش زنان بوده است که به ویژه طی دهسال اخیر نقش مهمی در بالا بردن سطح آگاهی زنان در مورد حقوق و جایگاه اجتماعی آنان به عهده داشته است.
خواسته اولیه مادران عزادار پی بردن به آن است که بر فرزندانشان چه گذشت و چرا به زندگی شان خاتمه داده شد.
مهرداد درویش پور، جامعه شناس و استاد دانشگاه در سوئد می گوید که وجه اشتراک جنبش مادران عزادار ایرانی با مادران پلازا دومایو در این است که نقش مادر بودن در فرهنگ عمومی جامعه همدردی می آفریند و طبیعی است که مادران اولین کسانی باشند که در پی قتل یا ناپدید شدن فرزندانشان به صورت یک جنبش اعتراضی عمل کنند.
اما مهرداد درویش پور به یک تفاوت چشمگیر بین مادران عزادار ایرانی و مادران میدان پلازا دو مایو اشاره می کند و می افزاید:
" زنان ایرانی تحت حکومت زن ستیز طی سی سال گذشته از قربانیان اصلی تبعیض جنسیتی بوده اند ولی بسیار فعال برخورد کردند. در واقع از پیش قراولان جنبش موسوم به سبز هستند. از این نظر جنبش مادران به معنای سیاسی کردن زنانی که قبلا خانه نشین بودند نیست. حال آنکه در آرژانتین زنان قبل از جنبش مادران فعالیتی نداشتند و مادران هم صرفا از جنبه طبیعی مادر بودن به پی گیری آمران ربودن و قتل فرزندانشان پرداختند و در پروسه حضور در میدان دومایو به فعالان حقوق بشر و جنبش زنان تبدیل شدند."
اما خواسته مادران عزادار از آغاز پی گیری علت و چگونگی کشته شدن فرزندانشان بوده است . با افزایش شمار زندانیان سیاسی و بی اطلاعی از سرنوشت آنها بسیاری از مادران دیگری هم به آنها پیوسته اند . مهرداد درویش پور در پاسخ به این سوال که آیا می توان گفت که جنبش مادران عزادار دارای حضور مستقل و متفاوت است، گفت:
" امروز در جنبش همگانی موسوم به سبز شاهد آن هستیم که شعارهای جنسیتی مربوط به زنان و مردان کمتر داده می شود . در حالی که وقتی کمپین یک میلیون امضا حضور قدرتمند داشت نقش جنبش زنان برجسته بود. با جنبش همگانی موجود مسئله زنان و حضورشان در این جنبش مشهود است اما خصلت مستقل زنان خیلی برجسته نیست. در این زمینه به گمان من جنبش مادران عزادار نوعی رنگ زن ورانه به این جنبش می زند و نوعی حضور متفاوت، متمایز و مستقل زنان را برجسته می کند.جنبش مادران عزادار روز به روز از اعتبار بیشتری برخوردارخواهد شد و خواهد توانست زنانی را هم که قبلا خانه نشین بودند در شهرستانها و محیط های کوچکتر جذب کند و بنظر من فضایی را به وجود خواهد آورد که جنبش زن ورانه صرفا مستحیل درجنبش همگانی نشود .بلکه بعنوان یک صدای قدرتمند حضور پیدا کند."
اما آن چه وجه اشتراک تمامی مادرانی است که فرزندانشان را چه در جنگ و چه در نتیجه حکومت های استبدادی از دست می دهند احساس دردی است که قویتر از ترس است. چه مادری آمریکایی که فرزندش را در جنگ از دست داده نظیر سیندی شیهان در آمریکا که اکنون به یکی از فعال ترین مبارزان ضد جنگ تبدیل شده است، و چه مادران عزادار ایرانی و چه آرژانتینی .
دردی که گروه یوتو، از معروفترین گروه های راک جهان، در ترانه ای که برای مادران آرژانتینی سروده،این طور بیان می کند.
نیمه شب دختران و پسرانمان را چو شاخه ای ازبرمان کندند، صدای طپش قلبشان را می شنویم صدای طپش قلبشان را می شنویم صدای خنده شان را در باد ، و اشکشان را در باران می بیینم . صدای طپش قلبشان را می شنویم صدای طپش قلبشان را می شنویم .

 

 

 ماخذ: سایت بی بی سی


  *********